تبلیغات
سیاه مشق - با شاملو ( حدیث بیقراری ماهان - دفتر یكم - قسمتی از سرود ششم )

سیاه مشق

معنی و تفسیر قسمتی از شعر " سرود ششم " :

"چندان دخیل مبند که بخشکانی‌ام ازشرم ناتوانی خویش :

درخت معجزه نیستم 

تنها یکی درخت‌ام 

نوجی در آبکندی ،

و جز این‌ام هنری نیست 

که آشیان تو باشم ، 

تخت‌ات و

تابوت‌ " .

 

معنی همراه با تفسیر :

 

معانی لغات :

دخیل بستن = بستن پارچه ای به درخت یا ضرح مقدس برای برآورده شدن حاجات

نوج = درخت صنوبر ، كاج

آبكند = جایی كه رود یا سیل گود كرده باشد

معانی لغات از لغتنامه دهخدا

معنی خط به خط شعر :

پارچه هایت را برای گرفتن حاجت به شاخه های من نبند كه با این كار مرا از خجالت ناتوانی خشك میكنی

من درختی مثل همه ی درختها هستم نه چیزی كه به از او انتظار معجزه داشته باشی

مثل درخت صنوبری كه در گودالی كه سیل درست كرده رشد كرده ام

هنری یا كاری جز این بلد نیستم كه كه وقتی زنده ام روی من لانه درست كنی و وقتی مردی ونم بمیرم و چوبهای بدنم تابوت تو باشد .

تفسیر شعر :

چیزی كه من از خواندن كامل شعر فهمیدم ( متن كامل در پایین آمده ) این شعر دارای پنج زمان است :

 1- با هم نبودیم و عشق مارا با هم آشنا كرد

2- با هم زندگی را شروع كردیم

3- عاشقانه و آزاد از منطق زندگی میكردیم

4- من عاشقانه تو را میپرستیدم و تو نیز . و از من انتظاراتی داشتی كه در توان من نبود .

5- آن دوران گذشته و فقط خاطراتمان مانده .

كه با توجه به زمانهای اشاره شده ، این شعر به آسانی قابل تفسیر است :

با خواسته های نامعقولت مرا از بین میبری ( شاید از خجالت ) من مثل همه ی مردم ام به اینجا هم اگر رسیده ام حتی از خیلی از مردم پایینترم و تقدیر مرا به اینجا رسانده تمام تلاشی كه میتوانم بكنم این است كه تا وقتی زنده هستی از تو محافظت كنم و وقتی مرگ فرا رسد باز هم از كنارت و محافظت كردنت دست برندارم حتی به قیمت جانم .


متن كامل شعر :

شگفتا که نبودیم

عشق ما

در ما

حضورمان داد

پیوندیم اکنون

آشنا

چون خنده با لب و اشک با چشم

واقعه ی نخستین دم ماضی

غریویم و غوغا

اکنون

نه کلامی به مثابه ی مصداقی

که صوتی به نشانه ی رازی

هزار معبد به یکی شهر

بشنو:

گو یکی باشد معبد به همه دهر

تا من آن جا برم نماز

که تو باشی

چندان دخیل مبند

که بخشکانی ام از شرم ناتوانی ی خویش:

درخت معجزه نیستم

تنها

یکی درخت ام

نوجی در آبکندی

وجز این ام هنری نیست

که آشیان تو باشم

تخت ات و تابوت ات

یادگاریم و خاطره اکنون

دو پرنده

یادمان پروازی

وگلویی خاموش

یادمان آوازی


تقدیم به حمید


نوشته شده در دوشنبه 11 مهر 1390 ساعت 08:50 ب.ظ توسط بهنام راد نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Design By : Pars Skin